قومتأیید متخصص
Moğollar
مغولها، در قرن سیزدهم با تهاجمات خود به خاور نزدیک، قدرتی بودند که جغرافیا، شهرها و نظام سیاسی کردها را عمیقاً متزلزل کردند. تأثیرات این تهاجم هم در تاریخنگاری آن دوره و هم در سرنوشت جوامع کُرد در مناطق جزیره، شام و ایران منعکس شده است.
بغداد و شمال سوریه
نمادینترین نقطه عطف پیشروی مغول، سقوط بغداد به دست مغولها در سال 656/1258 و انقراض خلافت عباسی توسط مغولها در همان سال است (جلد 2، ص. 27؛ جلد 2، ص. 76). این رویداد، زندگی بسیاری از علمای آن دوره را مستقیماً تحت تأثیر قرار داد؛ قزوینی، در دوره آخرین خلیفه عباسی، المستعصم بالله، در واسط و حله قضاوت کرده بود و تا زمان سقوط بغداد به دست مغولها در 656/1258 در این سمت باقی ماند (جلد 2، ص. 27).
این تهاجم به سرعت به شمال سوریه و جزیره گسترش یافت. در 657/1259، میافارقین (سیلوان) توسط مغولها محاصره شد؛ عزالدین ابن شداد در این زمان مأمور مذاکرات صلح با مغولها شد، اما پس از شکست مذاکرات و اشغال شمال سوریه توسط مغولها، در 659/1261 به مصر گریخت (جلد 1، ص. 185؛ جلد 2، ص. 31). در 658/1260 نیز، هنگامی که مغولها به حلب رسیدند، حاکم ایوبی، ملک ناصر، مجبور شد همراه با ابنالعدیم به قاهره برود (جلد 1، ص. 135). در همان دوره، مغولها دمشق را نیز محاصره کردند؛ ذیل ابوشامه بر الروضتین، اطلاعات اصیل و مفصلی درباره محاصره دمشق توسط مغولها در 658/1260 ارائه میدهد (جلد 1، ص. 179).
مقاومت کردها
فشار مغولها انحلال نظام ایوبی را تسریع کرد؛ به دلیل اختلافات بین اعضای خاندان، بخشی از منطقه مجبور به تسلیم در برابر مغولها شد و ابن شداد، در دورهای که اثر خود را مینوشت، اشاره کرده است که برخی مناطق تحت سلطه مغولها بودند (جلد 2، ص. 65). در مقابل، کردها نقش مهمی در مبارزه علیه ارتش مغول در جزیره ایفا کردند؛ یکی از شهرهایی که بهای سنگین این مقاومت را پرداخت، باز هم میافارقین بود (جلد 2، ص. 63). جنگ علیه مغولها، زندگی نسلهای بعدی را نیز تحت تأثیر قرار داد: ابوالفدا، در جنگهای علیه صلیبیون و مغولها به موفقیتهای مهمی دست یافت (جلد 1، ص. 189)، یونینی نیز در 680/1281 در حمص، در ارتش تحت فرماندهی حاکم مملوک، قلاوون، علیه مغولها جنگید (جلد 1، ص. 188). ورود خانواده ابوالفدا به حماه نیز با تهاجم مغولها مرتبط است (جلد 2، ص. 35).
ویرانی و مهاجرت
یکی از پایدارترین نتایج این تهاجم، ویرانی مناطق کردنشین و موج بزرگ مهاجرت ناشی از آن است. عمری، اطلاعات ارزشمندی درباره مهاجرت این جوامع به شام، یمن و مصر پس از تهاجم مغولها به مناطق کردنشین ارائه میدهد (جلد 2، ص. 39). منطقه شهرزور، پیش از ویرانی توسط مغولها، میزبان قبایل مختلف کرد بود؛ هنگامی که مغولها بغداد را تصرف کردند، طوایف جنگجویی مانند لوسه و بابریه همراه با خانوادههایشان به مصر مهاجرت کردند (جلد 2، ص. 40). از آنجا که حملات پی در پی مغولها در مناطق شرقی نظم را برهم زد، مهاجرت کردها به سمت شام به خانواده ایوبی محدود نماند و به یک حرکت جمعیتی گستردهتر تبدیل شد (جلد 2، ص. 74). ویرانی مغولها نه تنها سکونتگاههای کردها، بلکه شهرهای خراسان مانند مرو و بلخ را نیز به ویرانه تبدیل کرد (جلد 2، ص. 68). یک جزئیات قابل توجه از بازتاب این تهاجم در زندگی روزمره نیز در عمری دیده میشود: رهبری به نام اسدالدین، معدن سنگ لاجورد (lapis lazuli) ارزشمندی را که یافته بود، پنهان کرد تا مغولها از آن باخبر نشوند و آن را از او نگیرند (جلد 2، ص. 41).
در تاریخ طولانی خاندانهای کرد، مغولها به عنوان یکی از بازیگران تعیینکننده یاد میشوند؛ شرفخان بدلیسی، هنگام روایت رویدادهای دراماتیک خاندان حسنویه، به روابط این خاندان با سلجوقیان، مغولها و عثمانیها نیز پرداخته است (جلد 2، ص. 58). مغولها همچنین در تاریخ نظامی آن دوره نیز اثری از خود بر جای گذاشتند: اثر طرسوسی به نام تبصره ارباب الالباب، این ادعا را رد میکند که مغولها در قرن سیزدهم کمان بزرگ پرتابی به سبک چینی را به ایران آوردند و مسلمانان این کمان را از مغولها گرفتند؛ برعکس، طبق این اثر، مغولها این کمان را از مسلمانان گرفتند (جلد 1، ص. 155).
منابع
جلد 1: Weqfa Ban — Cilt 1 (2023)
نویسندگان: Muhammet Yücel, Abdurrahman Acar, Nevzat Keleş, Hakan Can, Yusuf Baluken, Bedrettin Basuğuy
صفحات: , , , , ,
جلد 2: Weqfa Ban — Cilt 2 (2023)
نویسندگان: İbrahim İbrahimî, Hakan Can
صفحات: , , , , , , , , , , ,
منابع از مجموعهٔ «Kürt Tarihinin Kaynakları» (منابع تاریخ کرد) برگرفته شدهاند. ویراستاران مجموعه: Nurettin Beltekin, Serdar Şengül, Ercan Çağlayan.
مدخلهای مرتبط
این مقاله از پرسشهای مطرحشده از آرشیو ما گردآوری و توسط استاد متخصص بازبینی و تأیید شده است. همهٔ اطلاعات با جلد و صفحه مستند است.